جدايي
از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر درد
گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا من
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده نوشتی هم نفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته برات گریه نکردم
سر رو شونهات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
چی بگم از کجا بگم دردمو با کیا بگم
بهتره که دم نزنم حرفی از عشقم نزنم
از عشقی که گم شد و رفت
عاشق مردم شد و رفت
عشقی که بی فروغ نبود برای من دروغ نبود
بغضی نشسته تو گلوم وقتی نشستی رو به روم
من از خودم چرا بگم باید از اون چشات بگم
خیره تو چشم مست تو دست میدم به دست تو
دل از زمونه می کنم حرف دلم رو می زنم
چه حالتی داره چشات
نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه
وقتی نشستی رو به من از عاشقی بگو به من
بذار چشات دل ببره این جوری باشه بهتره
چشات اگر پس نزنن چشمای سرسپردمو
میشه فراموش کنم خاطره های مردمو
محسن چاوشی

بوســــه
جان ماوجان آن چشماي تو
بوسه
ميخواهم ازآن لبهاي تو
بوسه
ميخواهم كه باشم تاسحر
غرق درافكار و در رؤياي تو
بوسه اي
همچون شراب آتشين
تاكه مست افتم به زيرپاي تو
خوب ميدانم اميـــد زندگي
نيست درعالم كسي همتاي تو
چشم زاغي بندة درگاه توست
غمزه داردنرگس شهــلاي تو
گرمرا رنجاندي ازخود مي شوم
اي بت سيمين بدن شيـداي تو
بازميگويم مرا ده بوسه اي![]()
تاكه باشم مونس شبهاي تو
بوسه
باران ميكنم روي تورا
من فـداي آن رخ زيباي تو
بوسهاي بر سرت درماندگيها را از ميان ميبرد
بر سرت بوسه ميزنم
بوسهاي بر چشمهايت بيخوابي را دور ميكند
بر چشمانت بوسه ميزنم
بوسهاي بر لبانت ژرفترين عطشها را فرو مينشاند
بر لبانت بوسه ميزنم
بوسهاي بر سرت خاطر را پاك ميكند
بر سرت بوسه ميزنم

سلام همگی
این از اپ جدیدم
میپرسی چرا لیلا اوتادی
چون به خاطر اینکه دوستش دارم عکساشو توی وبم گذاشتم
بازیگر مورد علاقه منه.
ولی من هم خانم اوتادی رو دوست دالم و به خصوص
افسانه پاکرو با بازیگری زیبا شون در فیلم جدیدشون.
امییدوارم خوشتون بیاد
دوتتون دالم
بای
ادامه مطلب
![]()
![]()
فال بوسه! ![]()
![]()
![]()
فروردین : بوسه هاي شما تند و سريع و بسيار پرحرارت هستند که نشانگر حس لذت طلب شماست، اما اين احساس داغ و سوزان خيلي زود فروکش مي کند.
اردیبهشت :بوسه هاي شما با تعلل صورت مي گيرد اما بوسه هايي ژرف و با احساس هستند که پي در پي مي آيند و مي آيند …
خرداد : بوسه هاي شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازي قطع مي شود.
تیر :بوسه هاي شما گرم و لطيف است، و دوست داريد تا ابد به آن ادامه دهيد…
مرداد : بوسه هاي شما وحشي و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هيچگاه موقع بوسيدن از بروز احساسات خود جلوگيري نمي کنيد و دوست داريد ديگران شما را به اين خاطر تشويق کنند.
شهریور:بوسه هاي شما بسيار دقيق، ظريف و ماهرانه است و معشوقتان زماني متوجه آن مي شود که شما کارتان را تمام کرده ايد
مهر :آنقدر نگران وضعيت تنفستان هستيد که نمي توانيد خوب به بوسيدنتان بپردازيد.
آبان : شما خيلي زود از بوسيدن مي گذريد و به سراغ……چيزي مي رويد که پشت سر آن برسد.
آذر :بوسه هاي شما غافلگير کننده و خود به خودي هستند که باعث مي شود معشوقتان بيشتر و بيشتر طلب کند.
دی :بوسه هاي شما لحظه ي خلاص شدن و آزادي از استرسي است که در طول روز اسيرتان کرده است.
بهمن : بوسه هاي شما خيس است و هنگام بوسيدن چشمانتان را باز نگاه مي داريد!
اسفند :بوسه هاي شما رويايي، خيال انگيز، عاشقانه و ابدي است.

انقدر سریع اتفاق میفته که خودتم نمی فهمی؟؟؟... یه روزی انقدر دوسش داری که حاضری به خاطرش از همه چیزت بگذری...از غرورت...از خوشیات...حتی از زندگیت...حاضری برای اینکه او راحت باشه...شاد باشه...خسته نشه...ناراحت نشه...غصه نخوره...هر کاری بکنی....خودت عذاب بکشی تا صبح اس ام اس بازی کنی ولی گریه شو نبینی...حاضری هر کاری کنی تا فقط یه لحظه بهت نگاه کنه و با اون چشمایی که ازش شیطنت و مهربونی میباره صدات کنه.. .بگه.....![]()
وای که چه روزایی گذشت که به خاطرش غصه خوردی...گریه کردی...از نامهربونیهاش...بی وفایی هاش...غرور بیجاش...دلت شکست ولی به روی خودت نیاوردی...هر چقدر او نامهربونی کرد تو مهربونی کردی....هر قدر ناز کرد نازشو کشیدی...به خودت می گفتی وقتی از محبت و صداقتم مطمئن بشه همه چیز خوب میشه..... ولی این طور نشد .
چه روزایی که به امید دیدنش گذروندی...و چه شبایی که از غصه ی دوریش تا خود صبح بی صدا اشک ریختی...ولی راستش هر آدمی یه ظرفیتی داره...وقتی از حدش بگذره دیگه محبت کردنم بی معنی میشه....
گاهی وقتا انقدر به یکی خوبی می کنی که دیگه فکر می کنه این مهربونیا وظیفته...اونوقته که یه چیزی ته دلت می شکنه...انقدر جواب مهربونیاتو با نامهربونی میده...انقدر در جواب لبخندت اخم می کنه ...و انقدر احساس و فکر و قلبتو به بازی می گیره.......که....که کم کم حس تو عوض میشه...دوباره غرورت واست مهم میشه....دیگه حاضر نیستی به خاطرش غرورتو خرد کنی....دیگه از دیدن اشکاش کلافه نمیشی....دیگه با نگاه کردن به چشاش دلت هری نمی ریزه پایین...دیگه نازشو نمی کشی....
آره....دیگه دیدنش واست رویا نیست...دیگه از تماس دستاش و حس حرارت بدنش احساس خوبی نداری....دیگه از دوریش غصه نمی خوری...حالا می فهمی که چقدر از لحظه ها و روزاتو به خاطرش حروم کردی...و حسرت میخوری....چون...چون....دیگه دوسش نداری
دیگه برم اعصابم خورده ..........از چی؟ از همه چیز از همه ادما
فعلا شب خوش دوتتون دالم . بوس .
ٌ
ای پای تا به سر ناز٬ مستم ز عطر گیسوت
گیسوی چون پرندت٬ رنگ شراب دارد
از بوسه های
رنگین
بر عاج شانه هایت
صد ها نگین نشاندم
گویی که شانه ی تو
در زیر پوست هایش
صد ماهتاب دارد.
همسنگ سینه ی تو٬ اقلیم آسمان نیست
زیرا که آسمان را
یک مهر هست ٬ اما
اقلیم سینه ی تو٬
دو آفتاب دارد.
هر چال گونه هایت
جای نگین بوسه
است
هنگام نوشخندت
هر گونه ی تو٬
موجی چون موج آب دارد
عطر شکوفه خیزد از ساغر دهانت
لب های بوسه
خیزت طعم شباب دارد
آتــــش فشـان دل را٬ تک بوسه
چاره گر نیست
بعد از تلاش بوسه
ــ
لبهای بوسه
مستم ــ
بر بستر لبانت آهنگ خواب دارد...
اینارو برای اونایی مینویسم که دلشون میخاد توی عشقو دوستی ،
آلودگی گناه عزتشونو کم نکنه .
شاید بگید مگه میشه آدم هم عاشق باشه هم عزیز .
به نظر من میشه هر چند یه کم سخته اما محال نیست
.آدم نباید با بهترین نعمت خدا (عشق) حرمت خدا رو
زیر پا بزاره و از مهربونی او سو استفاده کنه .
قبول داری حرفمو؟
کورترین آدما کسایی هستن که چشمای نگران خدا رو نادیده
میگیرن اون خیلی دلواپس ماست .اون منتظر ماست که بر گردیم
یا علی
XHAPPY NEW YEAR X

سلام دوستان
امیدوارم حالتون بیست بیست باشه امروزم با یه داستان از بچه های کلاسمون بر ضد دخترا
یه روز تو کوچه قدم میزدم یه تیکه دیدم اره خودش بود همون دختره که مسیر مدرسه اش با من
یکی بود.ردش افتادم جلو رفتم و سلام کردم جواب نداد ولی شناخت کی هستم ناراحت نشدم اخه
معلوم بود داره امار میده و خوشش اومده بود من هم دنبالش رفتم او میرفت منم دنبالش تا رفتیم
توی یه کوچه که سرش یه مشت ارازل بودن منم رامو کج کردم رفتم خونه تا فردا تو کفش بودم
فرداش رفتم نون وایی دیدم تو صف وایستاده بود بگی نگی رو برو هم دیگه واستاده بودیم مام
که تو کف بودیم یه چشمامون رو بستیم فکر کنم شما بهش میگید چشمک .....خلاصه چشمک
زدم به اون اون هم مثل .........کیف کرد من زودی نون گرفتم و اومدم بیرون و منتظر موندم تا
بیاد.اومد بیرونو مثل دفه قبلی افتادم ردش چون صبح مدرسه بودم کاغد خودکار همراهم بود
شمارمونوشتم و تو کف مشتم سفت نگه داشتم تا به یه جا خلوت برسیم .رفتیمو خوردیم به یه
کوچه بن بست نه راه پس داشت نه راه پیش شماره رو بهش دادم و سریع رفتم .منتظر زنگش
بودم تا 2ساعت دیگه دیدم یه شماره جدید افتاد رو گوشیم جواب دادم دیدم خودشه باهاش قرار
گذاشتم کنار یه باغ تو محله یه رفیقام. رفتم سر قرارو دیدم اومده رفتم جلو سلام کردمو احوال
پرسی .خلاصه رفتیم تو باغ و خوشو بش اون از خودش گفت منم از خودم .داشتیم بهش ابراز
علاقه می کردم یه دفه یه بووووووس ازش کردم و تو بقلم گرفتمش .رفتیم تو مایه های لب
گرفتن که داشت آب از لک و لوشم میریخت یهو دیوار باغ روی ما رافید و من از خواب بیدار
شدم دیدم جلوی شلوارم نقشه ایران به صورت برجسته نمایان شده
بر گرفته شده از کتاب (< چرت و پرت کلاس تجربی >)
مدیر وب سایت آفتابه هاDr Mo(-)3n Posht Koohi :
آی دی ياهو( مسنجر) : BOOS_0251
ایمیل :BOOS_0251@YAHOO.COM

